خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





برای تووووووو....

     

     

    با من قدم قدم بزن


    حالا که با منی


    حالا که بغضی ام، حالا که سهممی


    با من قدم بزن، می لرزه دست و پام


    بی تو کجا برم، بی تو کجا بیام

     


     

    عاشق آن لحظه ام که کنارت هستم

     

     وکودک درونم از اشتیاق باتوبودن میخواهد

     زمین وزمان را بهم بزند.


     

     

    دلم می خواهد نامت را صدا کنم


    یک طور دیگر


    جوری که هیچ کس صدایت نکرده باشد


    یک طور که هیچ کس را صدا نکرده باشم


    دلم می خواهد نامت را صدا کنم


    یک طور که دلت قرص شود که من هستم


    یک طور که دلم قرص شود که با بودن من ، تو هم هستی

     


     

     

     

    دیکتاتور


    تویی و آغوشت !


    که هر بار


    مرا تسلیم می کند


     

    یوسف و زلیخا را بی خیال !


    من


    در آغوش  همین پیراهن  یادگاری


    هزار سال جوان تر میشوم . . . !

     


     

     

    دیوانه نیستم !


    فقط طوری “خاصکه دیگران نمیتوانند

     

     تو رادوست” دارم

     


     

     

    کـآش مـــــی شــد ...


    یک لحظــه جآیمــآن را با هم عوض کنیمـ ...


    شآیـد تُــو میفهمیدی چـــه قـدر بی انصآفی .


    و من مـــــی فهمیــدم چــرا ؟

     


    این مطلب تا کنون 9 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : حالا ,خواهد نامت ,
    برای تووووووو....

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده